طراحان اطلاعات و ارتباطات تارادیس
(با مسئولیت محدود)

021-88852556
021-88443943

برای دریافت مشاوره رایگان و یا سفارش محصولات و خدمات، با ما تماس بگیرید.

رازهاي موفقيت در پروژه هاي هوش تجاري – بخش اول

;
<p>هوش تجاری (BI) مجموعه ای از تکنولوژی ها و فرآیندهایی است که اجازه دسترسی و تحلیل داده ها را به افراد سازمان در سطوح مختلف را فراهم می کند. هوش تجاری (کسب و کار هوشمند) به منزله پنجره ای رو به پویایی کسب و کار است که کارایی، راندمان عملیاتی و فرصت های دیده نشده و یا استفاده نشده را آشکار می کند. </p>

» رازهاي موفقيت در پروژه هاي هوش تجاري – بخش اول

هوش تجاري از ديدگاه کسب و کار

هوش تجاری (BI) مجموعه ای از تکنولوژی ها و فرآیندهایی است که اجازه دسترسی و تحلیل داده ها را به افراد سازمان در سطوح مختلف را فراهم می کند. هوش تجاری (کسب و کار هوشمند) به منزله پنجره ای رو به پویایی کسب و کار است که کارایی، راندمان عملیاتی و فرصت های دیده نشده و یا استفاده نشده را آشکار می کند.

کسب و کار هوشمند بدون وجود افرادی که قادر به استفاده و تفسیر اطلاعات باشند، کارایی و منفعتی را برای سازمان بهمراه نخواهد داشت. افرادی که قادر به تحلیل اطلاعات باشند یک دارایی مهم در این ساختار به شمار می روند. به همین علت هوش تجاری کمتر در مورد تکنولوژی صحبت می کند و بیشتر تمرکز بر ابداع و ایجاد فرهنگ بهره وری از داده ها و اطلاعات هست. تمرکز زیاد بر روی تکنولوژی منجر به تخریب ابتکار عمل هوش تجاری می شود. لذا موفقیت یا شکست هوش تجاری در شرکت و یا سازمان شما علاوه بر بهره گیری از تکنولوژی مناسب، استفاده موثر از این افراد می باشد.

هوش تجاری (BI) چه چیزی نیست؟

آنچه در پروژه های هوش تجاری به طور معمول در سایتها مورد بحث قرار می گیرد، داشتن یک انبارداده تحلیلی است. ولی پایگاه داده تحلیلی می تواند جزئی از معماری هوش تجاری باشد یا نباشد. در واقع داشتن پایگاه داده تحلیلی و برخی ابزارها برای تبدیل این داده ها به اطلاعات، تنها بدین معنی است که شرکت شما از هوش تجاری استفاده می کند و این مترادف با هوش تجاری نیست.

BI به معنی Business Intelligence نباید با این موارد اشتباه گرفته شود:

- - Business Investment (البته کسب و کار باید روی آن سرمایه گذاری کند)

- - Business Insight (چیزی که BI قادر به ارائه آن است)

- - Bodily Injury (اگر از BI در مفاهیم بیمه استفاده شود)

حتی در صنعت BI هم اشتباهات زیادی است. با اینکه بعضی از افراد از BI برای اشاره به کل معماری فنی علاوه بر ابزارهای نهایی بهره می برند. برخی فقط از BI برای اشاره به ابزارهای نهایی (Qlick view، Microstrategy، OBI و ...) بهره می برند.

BI براي مديريت و نظارت

با بهره گیری از کسب و کار هوشمند، مدیران (علی الخصوص تصمیم سازان) قادرند با اطلاعاتی که در دسترس آنها قرار دارد درک درستی از آنچه در کسب و کارشان می گذرد بدست آورند. پیش از بهره گیری از هوش تجاری، مدیران تنها قادر بودند در بازه های زمانی خاص (به طور مثال 3 ماهه) اطلاعاتی در مورد روند حرکتی سازمان خود کسب کنند ولی با کسب و کار هوشمند، قادرند با انعطاف بیشتر و در زمان مناسب داده ها و اطلاعات مورد نظر خود را بررسی و روند حرکتی فرآیندهای برنامه ریزی شده را زیر نظر بگیرند و تصمیمات مناسبی براساس شرایط جاری رخ داده، لحاظ نمایند.

به عنوان مثال با بهره گیری از کسب و کار هوشمند اطلاعاتی نظیر:

-- چگونه فروش در مناطق مختلف و با خطوط محصول مختلف رديابي مي شوند؟

-- آيا مخارج منطبق با طرح است يا بيش از بودجه است؟

-- آيا ظرفيت هاي انبار در سطوح بهينه هستند؟

-- آيا نمودارهاي ميله اي فروش در جايي هستند که بايد باشند؟

را بهنگام و با انعطاف بیشتر در اختیار خواهند داشته باشند. امکان بررسی هر یک از سنجه ها (شاخص ها) -علی الخصوص در زمانی که سنجه در شرایط مطلوب خود قرار ندارد- با کاوش جزئیات داده ای مرتبط (حرکت در لایه های زیرین اطلاعات) و مشخص کردن سنجه های خارج از هدف و بهبود آنها، براحتی با ابزاری که در اختیار کاربران قرار می گیرد، وجود دارد تا مشخص کنند که چرا سنجه ها خارج از هدف هستند و براي بهبود وضعيت وارد عمل شوند.

BI براي بهبود عملکرد کسب و کار

استفاده موثر از هوش تجاری (کسب و کار هوشمند) به سازمان ها اجازه می دهد تا عملکرد خود را ارتقاء دهند. ارتقاء عملکرد یک سازمان توسط تعدادی شاخص اندازه گیری و مشخص می شود. شاخص ها می توانند شامل:

-- شاخص های مالی: درآمد، حاشیه سود، هزینه خدمات، سوددهی و ...

-- شاخص های بازاریابی: بهبود سرعت پاسخ گویی برای یک برنامه خاص (بی درنگ)، پیگیر بودن تیم فروش در رسیدن به نتیجه (تداوم)، مدت زمان گرفتن وقت ملاقات و ...

-- شاخص های حسابداری: کاهش طول عمر حساب های دریافتی (با تعریف مشتریان با دیرکرد پرداخت)

- و ...

باشد. BI کمک می کند تا هر دپارتمانی در یک سازمان، با توجه به اهداف کاری خود، شکاف ها موجود در کار خود و یا فرآیندهای مشترک با سایر دپارتمان ها را تحلیل و کشف نماید و متناسب با نتایج حاصل شده برنامه ریزی و تصمیم سازی نمایند.

در تمامی مثال های ارائه شده، دسترسی به داده اولین قدم لازم است. وجود افرادی که تحلیل داده و تعیین اعمالی برای بهبود شرایط را انجام می دهند، و دانش صحیح از استراتژی کسب و کار نیز بسیار حائز اهمیت است. تنها استفاده از راه حل BI برای دسترسی به داده ها و یکپارچه سازی آنها مفید نیست و می بایست شرایط استفاده از این داده ها و اطلاعات، استراتژی کسب و کار و نیز افراد تحلیل گر هم در نظر گرفته شوند تا راه حل BI بتواند برای بهبود عملکرد کسب و کار موثر واقع شود.

اندازه گيري تاثير هوش تجاري بر کسب و کار، مي تواند به سختي اندازه گيري بهبود عملکرد باشد که به عواملي فراتر از هوش تجاري نسبت داده مي شود. در مقالات بعدی در ارتباط با نحوه سنجش عملکرد هوش تجاری نیز صحبت خواهیم کرد.